بانوي فانوس به دست

عيد را به تمامی دوستان عزيز تبريك می گويم . سال نو مبارررررررررررررررررررررررررررك

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۳/۱٢/۳٠ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

آقا چند وقت پيش يك مطلب از آلبرت انيشتن خواندم كه می گفت : چرا هميشه بهترين ايده های من در زير دوش حمام به ذهنم خطور می كند ؟

راستی چرا ؟  آيا اين وا قعيت دارد ؟ 

نوشته شده در شنبه ۱۳۸۳/۱٢/٢٩ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

جهان هر كس به اندازه فكر اوست و فكر اوست كه موجب سعادت اوست .

نوشته شده در جمعه ۱۳۸۳/۱٢/٢۸ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

فروغ فرخزاد : گاهی اوقات فکر می کنم که درست است که مرگ هم يکی از قوانين طبيعت است اما آدم تنها در برابر اين قانون است که احساس حقارت و کوچکی می کند

يک مسئله ای است که هيچ کاريش نمی شود کرد ، حتی نمی شود برای از ميان بردنش مبارزه کرد ، فايده ای ندارد ، بايد باشد ، خيلی هم خوب است .

سوالات :

۱ـ‌ به نظر شما مرگ خوب است يا نه ؟ ( از نظر ترس و اين حرف ها ۰۰۰ بدون رو در واسی )

۲ـ دوست داريد در چه سنی بميريد ؟ ( بهترين سن مردن ) به نظر من ۶۰ سالگی

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۳/۱٢/٢٧ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

با آرزوی ۱۲ ماه شادی ،۵۲ هفته خنده ،۳۶۵ روز سلامتی ۸۷۶۰ ساعت عشق ۵۲۵۶۰۰ دقيقه بركت ۳۱۵۳۰۰۰ ثانيه دوستی

                        سال نو مبارك

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۳/۱٢/٢٧ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ توسط بانو نظرات () |

بزرگ ترين پند زندگی اين است كه گاهی احمق ها درشت می گويند .

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۳/۱٢/٢٧ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ توسط بانو نظرات () |

اگر می خواهيد از اطلاعات به روز جغرافيا با خبر شويد به اين وبلاگ سر بزنيد .

www.khania.persianblog.ir

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۳/۱٢/٢٦ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

برای مرده ها دلم می سوزد كه مرده ان و برای زنده گانی كه زنده مرده اند دلم می سوزد كه زنده اند .

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۳/۱٢/٢٦ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

شما بيش تر از كدام كلمه استفاده می كنيد : من يا خودم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۳/۱٢/٢٤ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

کلمات محبت آميز هرچند کو چک باشند ولی بازتابشان بی نها يت است

اين جمله را با تمام وجودتان حس کنيد .

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۳/۱٢/٢٤ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

آخ جووووووووووووووووون مدرسه ها تعطيل شددددددددددددددددددددددددددددددد

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۳/۱٢/٢٤ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ توسط بانو نظرات () |

آه ای زندگييييييييييييييی

اين منم كه هنوز با همه پوچی از تو لبريزم

 

نوشته شده در شنبه ۱۳۸۳/۱٢/٢٢ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

سلام

وای خدای من ...

بعد معلم ها می گن چرا می خواهين زود مدرسه را تو اين هفته تعطيل كنيد

آخه يكی بگه شما كه می دونيد اين هفته آخری اصلا حس امتحان دادن نيست .

چرا اين همه امتحان گذاشتيد ؟؟؟؟؟

 

نوشته شده در شنبه ۱۳۸۳/۱٢/٢٢ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

لويی پاستور : جوری زندگی کنيد که موقع رفتن بگيد که هر کاری که از دستتون بر می آمده انجام دادين .

مسئله اين نيست كه آيا خواهيم مرد ، بلكه اين است كه چگونه زندگی خواهيم كرد ...

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۳/۱٢/۱٩ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

خوشبختی آن است كه از آن چه سهم توست نهايت استفاده را بكنی .

چنان چه ندانی به سوی كدامين بندر روانی

هر بادی باد موافق خواهد بود .

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۳/۱٢/۱٢ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

من اين شعر سهراب را خيلی دوست دارم نمی دونم چرا  ؟ ولی خيلی قشنگه ...

باغ باران خورده می نوشيد نور

لرزشی در سبزه های تر دويد :

او به باغ آمد درونش تابناك ،سايه اش در زير و بم ها ناپديد .

 

شاخه خم می شد به راهش مست بار ،

او فراتر از جهان برگ و بر .

باغ ، سرشار از تراوش های سبز،

او ، درونش سبزتر ، سر شارتر .

 

در سر راهش درختی جان گرفت

ميوه اش همزاد همرنگ هراس

پرتويی افتاد در پنهان او :

ديده بود آن را به خوابی ناشناس

 

در جنون چيدن از خود دور شد .

دست او لرزيد ترسيد از درخت .

شور چيدن ترس را از ريشه كند :

دست آمد ميوه را چيد از درخت .

نوشته شده در شنبه ۱۳۸۳/۱٢/۸ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ توسط بانو نظرات () |

سلام بچه ها اين دو ـ سه روزه امتحان داشتم نتونستم مطالبم را بنويسم .

وای از اين معلم ها که تا ۳ روز تعطيلی می بينند کلی امتحان ميگذارند .

       در  هر نمايشی

                  چشم تماشاگر چپ و راست رفتن بازيگر را زير نظر می گيرد

و ذهن صاحب نظر بالا و پايين رفتن انديشه ی کارگردان ........

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۳/۱٢/٥ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

افرادي نمي دانند و نمي دانند كه نمي دانند . آن ها همچون كودكان

آن ها را پرورش دهيد .

افرادي نمي دانند اما مي دانند كه نمي دانند آن ها مشتاق هستند به آن ها  آموزش دهيد . افرادي نمي دانند اما گمان ميكنند كه مي دانند  آن ها خطرناك هستند از آن ها اجتناب كنيد .

افرادي هستند كه  مي دانند اما نمي دانند  كه مي دانند آن ها در خواب هستند بيدارشان كنيد .

افرادي تظاهر مي كنند كه كه نمي دانند آن ها هنرپيشه هستند با آن ها تفريح كنيد .

افرادي مي دانند و مي دانند كه مي دانند به دنبال آن ها نرويد ، زيرا چنان چه بدانند كه مي دانند  مايل نيستند ان ها را دنبال كنيد ، اما با دقت به آن ها گوش كنيد و ببينيد براي گفتن چه دارند ، زيرا آن ها آن چه كه شما ميدانيد به ياد شما مي آورند .آنها به همين دليل براي شما  فرستاده شده اند و شما آنها را به همين دليل فراخوانده ايد .

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۳/۱٢/۳ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

نيچه :

از ميان تمام موجودات عالم  تنها انسان است که اين همه رنج و عذاب کشيده و تنها دليلش آن است که فقط او می تواند بخندد .

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۳/۱٢/٢ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

در پناه سايه ای

۲ استکان کمر باريک

۲ حبه قند

زيستن بهانه ای است

غم نان اگر بگذارد

ويکتور هوگو

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۳/۱٢/٢ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |