بانوي فانوس به دست
تراژدی زندگی اين نيست که خيلی زود تمام می شود بلکه اين است که مدت زيادی برای شروع آن منتظر می مانيم . و باز هم گذشت و مثل هميشه زمان فقط جلو رفتن و گذشتن را می داند وبس در اين ميان تنها سر به سر گذاشتن معلم ها و شيطونی های سر کلاس ٬ يواشکی چايی خوردن از آبدار خونه و عقب انداختن امتحان ها در خاطرمان مانده است نمی گويم که از تعطيلی مدرسه ها ناراحتم فقط ناراحت دوستانم هستم و اين ۳ هفته امتحانات اميدوارم همگی امتحاناتتان را خوب دهيد . شلوار تاخورده دارد مردی که یک پا ندارد نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد يك اگر با يك برابر بود … خسرو گلسرخي كدام شعر هست كه وقتی می خونيد حس خوبی به شما دست می ده ؟ اگر يك روز عشق شما ، شما را تنها بگذاره و بره بهش چی می گيد ؟ اگر شما جنس مخالف بوديد چه كار می كرديد ؟ بهترين كتابی كه خوانده ايد ؟ بهترين فيلمی كه ديده ايد ؟ درسته كه بچه ها زياد از معلم هايشان خوششان نمی آيد ولی من معلم شيمی و رياضی و ادبيات را خيلی دو ست دارم . بابا به خدا من به همه سر می زنم مخصوصا اگر به وبلاگ من سر زده باشند ولی چون در وبلاگ هيچ كس لينك ندارم برای همين زياد كسی سر نمی زنه . . . سلام روز معلم را به تمام معلمان تبريك می گويم . خداوكيلی بهترين هديه از نظر من برای معلم ها همان ۳ ماه تعطيلی است كه به معلمان آرامش می دهد . اما از حق نگذريم خيلی زحمت كشن و معلوم نبود كه اگر آنها نبودند ما الان كجا بوديم و چه كار می كرديم . . . نظراتتان اصلا سازنده نيست فقط می گوييد جالب بود به من هم سر بزن اگر گشوده به روی بيکران نباشی، بيکرانه نيز به روی تو گشوده نخواهد شد تدبير يعنی به كار گرفتن آنچه داريم برای به دست آوردن آنچه نداريم همراهی که نه تو را درک کند و نه حرمت تو را روا می دارد بيگانه ی حقيقی است . آزادی وجدان نشانه خداپرستی است بی صبری در راه موفقيت مانع بزرگی است . آن قدر شكست خوردم تا راه شكست دادن را آموختم . ناپلئون قشنگ ترين جمله ای كه تا به حال شنيده ايد ؟ سلام به دوستان خوبم كسی سايتی درمورد نقدوبررسی فيلمهای ايرانی سراغ نداره؟؟؟؟؟؟؟ گاهی اوقات برنده شدن از باختن بدتراست مرگ من روزی فرا خواهدرسيد در غباری روشن از امواج و نور ... اين شعر فروغ فوق العاده است . ازدواج کتابی است که فصل اول به نظم استوبقيه فصول به نثر.(پورلی نيکولاسر ) اگر بخواهم لينك ديگران را دروبلاگم بگذارم ،چه بايد بكنم ؟ قشنگ ترين و بامزه ترين متلكی كه تابه حال شنيده ايد چه بوده ؟ دنيا مانند يك تماشا خانه است كه هركس رل خود را بازی می كند و مخفی می شود . شكسپير هرگز فراموش نكن كه نشان دادن احساسات باعث شرمساری نيست . پائولو كوئيلو درست لحظه ای كه موفق به يافتن تمام پاسخ ها شدم ، همه پرسش ها عوض شده بود . بچه ها يك بار ديگر سوال می كنم اگر بخواهم عكس بگذارم در صفحه مديريت كاربر به جای اندازه حاشيه و ... چی بايد بنويسم ؟ وقتی تنهايی چه آهنگی را زمزمه می كنی ؟ چون آفريدگار ايمان را بيافريد ، ايمان گفت : بار خدايا مرا قوی كن خدای او را قوی كرد به حسن خلق و سخا و چون كفر را بيافريد ، كفر گفت : مرا قوی كن و خدا او را قوی كرد به بخل و بد خويي. از خوانندگان قديمی از كی خوشتان می آيد ؟ من كه عاشق دلكشم ( خدا بيامرزدش) قشنگ ترين فيلمی که ديده ايد ؟ به نظر من قشنگ ترين فيلم : سکوت بره ها بهترين کارگردان : اسپيلبرگ بهترين بازيگر : آل پاچينو ، براد پيت ، نيکل کيدمن ، . . . نظر شما چيه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ جمال دامی است که طبيعت در راه عقل می گستراند .
خشم است و آتش نگاهش یعنی تماشا ندارد
رخساره می تابم از او اما به چشمم نشسته
بس نوجوان است و شاید از بیست بالا ندارد
تق تق کنان چوبدستش روی زمین می نهد مهر
با آنکه ثبت حضورش حاجت به امضاء ندارد
لبخندمهرم به چشمش خاری شدودشنه ای شد
این خویگر با درشـــــتی نرمــــی تمنا ندارد
بر چهره سرد و خشکش پیدا خطوط ملال است
گوئیا که با کاهــــش تن جانی شکیبا ندارد
گویم که با مهربانی خواهم شکیبایی از او
پنــــدش دهـــــم مادرانه گیرم که پروا ندارد
رو می کنم سوی او باز تا گفتگویی کنم ساز
رفته ست وخالی ست جایش مردی که یکپاندارد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت
ولی بسيار مشتاقم
که از خاک گلويم سوتکی سازد
به دست کودکی گستاخ وبازيگوش
واويکريزو پی در پی
دم خويش بر گلويم سخت بفشارد
وخواب خفتگان خفته راآشفته تر سازد
بدين سان بشکند در من
سکوت مرگبارمرا
معلم پاي تخته داد ميزد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زير پوششي از گرد پنهان بود
ولي آخر كلاسيها
لواشك بين خود تقسيم ميكردند
وان يكي در گوشه اي ديگر “ جوانان “ را ورق ميزد
براي اينكه بيخود هاي و هوي ميكرد و با آن شور بي پايان
تساويهاي جبري را نشان ميداد
با خطي خوانا بر روي تخته اي كز ظلمتي تاريك
غمگين بود
تساوي را چنين نوشت: يك با يك برابر است.
از ميان جمع شاگردان يكي برخاست
هميشه يك نفر بايد برخيزد…
به آرامي سخن سرداد:
تساوي اشتباهي فاحش و محض است .
نگاه بچه ها ناگه به يك سو خيره گشت و
معلم مات برجا ماند
و او پرسيد : اگر يك فرد انسان واحد يك بود
آيا باز يك با يك برابر بود ؟
سكوت مدهشي بود و سوالي سخت .
معلم خشمگين فرياد زد آري برابر بود
و او با پوزخندي گفت :
اگر يك فرد انسان واحد يك بود
آنكه زور و زر بدامن داشت بالا بود آنكه
قلبي پاك و دستي فاقد زر داشت پايين بود
اگر يك فرد انسان واحد يك بود
آنكه صورت نقره گون چون قرص مه ميداشت بالا بود
و آن سيه چرده كه ميناليد پايين بود ؟
اگر يك فرد انسان واحد يك بود
اين تساوي زير و رو ميشد
حال ميپرسم يك اگر با يك برابر بود
نان و مال مفتخواران از كجا آماده ميگرديد ؟
يا چه كس ديوار چين ها را بنا ميكرد ؟
يك اگر با يك برابر بود
پس كه پشتش زير بار فقر خم ميشد ؟
يا كه زير ضربت شلاق له ميگشت ؟
يك اگر با يك برابر بود
پس چه كس آزادگان را در قفس ميكرد ؟
معلم ناله آسا گفت :
بچه ها در جزوه هاي خويش بنويسيد :
يك با يك برابر نيست…..


