بانوي فانوس به دست
اگه یادتون باشه چند تا پست پیش از این که دانشگاهمون به خاطر رتبه ای که آوردم ازم قدر دانی نکرد ناراحت بودم و نا امید ولی همه شما دوستای خوبم بهم امیدواری و دلداری دادید باید بگم که . . .. . . . . . . . . .. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . اوهوم . . . . یک لحظه صبر کنید . . .. خیلی هیجان دارم . . . . کنترلی رو دستام و کیبورد ندارم . . . . خوب حالا یک نفس عمیق . . .. و اما . . .. می بینم که این جانب . .. به عنوان . .. اولین . . . نخبه . .. . و استعداد درخشان . ... در کشورررررررررررررررررررررررررررررررر شناخته شدم . .. . . هوراااااااااااااااااااااااااااااااا . . . . قربون خودم بشم . . . . خدا جون خیلی دوست دارم . . .. . . چاکرتم خدا جون . . . . مامان و بابا . . .. خانواده . . . ممنونم از زحماتتان و تحملتان . .. . اگر زحمات شما نبود . . .. من الان با این امتحان افتضاحی که امروز دادم . . . . خوشحال نبودم . ...خدا جون شکرت . .. تازه نیم ساعته فهمیدم. . . . باوم نمی شه . .. . . بدون کنکور فوق لیسانس . . .. نه !!!!!!!!!!! باورم نمیشه . . . کسی قرص پروپرونال نداره ؟؟؟؟؟؟؟ این شعر را توی وبلاگ دوستم دانوش خوندم . . . شعر فوق العاده ای از شاعر مورد علاقه ام فریدون مشیری است. .. دلم خواست به خاطر این همه آشوب و جنگ که امروز اخبارش داغ داغ است در وبلاگ کوچکم یادی از مردم مظلوم کشته شده و زخمی در زیر ١٠٠ ها خمپاره و بمب کرده باشم . . . با ارزوی روزهای سبز بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد!!!!!! به کوه خواهد زد!!!! به غار خواهد رفت!!!!!! تو کودکانت را بر سینه میفشاری گرم و همسرت را چون کولیان خانه به دوش میان آتش و خون میکشانی از دنبال و پیش پای تو از انفجارهای مهیب دهان دوزخ و وحشت گشوده خواهد شد و شهر ها همه در دود و شعله خواهد سوخت و آشیان ها بر روی خاک خواهد ریخت و آرزو ها در زیر خاک خواهد مرد! خیال نیست عزیزم.............. چگونه این همه بیداد را نمی بینی؟؟ چگونه این همه فریاد را نمیشنوی؟؟؟ صدای ضجه خونین کودکی فلسطینی است و بانگ مرتعش مادری است که در عزای عزیزان خویش میگریند هزار و ششصد و هفتا دو یک نفر امروز به زیر آتش خمپاره ها شهید شدند و چند دهکده را در همین اطراف هواپیما ها گلوله باران کردند غم تو رنج میدهد لیکن غم بزرگتری میدهد عذاب مرا بیا به حال بشر های های گریه کنیم که با برادر خود هم نمی تواند زیست!!!!! صدای غرش تیری دهد جواب مرا: به کوه خواهد زد!!!! به غار خواهد رفت!!!!!!!! بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد!!!!!! بی ربط : . . . دلم گرفته . . . می خوام گریه کنم . . . . . . از فردا امتحانام شروع میشه نمی تونم زیاد به روز شوم . . . برای امتحانام دعا کنید . . . به آرامی آغاز به مردن میکنی
و حالا باید بگم که :









تپش قلب گرفتم . . . پروپرونال هایم صدقه سر این امتحانا تموم شده . . .
الانه که سکته بزنم . . . . اگر دیگه به روز نشدم بدونید یا انفارکتوس کردم یا از خوشحالی سکته مغزی کردم . . . . .خدااااااااااااااااااااااا جون شکرت . .. . اون هفته مراسمم. .. اگر دانشگاه موافقت کرد که امتحانا بعدا ازم بگیره به احتما زیاد میرم تهران برای مراسم . تو وبلاگم ساعت دقیقا می نویسم اگر دلتون خواست برنامشا نگاه کنید . . . اصلا اون همفته خیلی مبارکه به خاطر : 1_ تولدم 2 _ همین مراسم کشوری3 _ تموم شدن امتحانا . . . وای من دیگه برم یکم به خانواده برسم دیگه الان همشون بی صبرانه منتظر من هستند تا من و بوس کنند و در آغوش گرم بگیرند . وای خدا چه ذوقی دارم . فعلا خداحافظ


اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.
به آرامی آغاز به مردن میکنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر بردهی عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامیدارند،
و ضربان قلبت را تندتر میکنند،
دوری کنی . .. .،
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر هنگامی که با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یک بار در تمام زندگیات
ورای مصلحتاندیشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن!

