بانوي فانوس به دست

این سرخ گونه

هرگز سخن از دزد

نرانده ست....

درون آتش می زید

و هراس را با او

یارای برابری نیست...

زخم را

و گلوله را پاس می دارد

تا آن روز

کز جراحت سهمگین خویش

 پرچمی برافرازد...

 

*****

این سرخ گونه خاموش نشسته به انتظار

تمامی تن من

سرزمین من است....

 

( شعر از خسرو گلسرخی)

   ٢٩ اسفند  ١٣۵٢ سالروز وفات بزرگ مرد شجاع و آزادی خواه خسرو گلسرخی است . . . روحش شاد و

     گرامی باد . . .

ویرانگری، اساس نبرد است
ویرانگری
نوید آبادی
هر آنچه ساختند
از خشت خشت
ویران باد
ای لاله های میهن من
گلگونه‌های فسرده
گو بی شما
تاریخ را هر آنچه بسازند
ویران باد
آبادی ضحاک ویران باد!
 

 

گلسرخی تنها یکی بود و بعد از او دیگر ایران به مانند او ندید . . .

 

نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/۱۱/۳٠ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

  •  و ناگهـــــــــــــــان روزی
    در همین نزدیکی به پایان خواهم رسید
    آه ...! ای روزهای رفته
    چه اندازه من پرم
    از اندوه فرداهای نامعلوم

     

  • دیروز خبردار شدم برادر یکی از دوستای صمیمیم فوت کرد . هنوز باورم نمیشه . . . از صمیم قلب ارزو می کنم همه این ها خواب باشه . . . دو روز قبلش رفته بودم خانه دوستم برادرش را دیدم . . . بیچاره خیلی  مفت مرد . . . خیلی ناراحت کننده است هیچکی نمی تواند قبول کنه یک پسر 24 ساله نجیب و آقا و بی آزار شب بره تو اتاقش بخوابه و فرداش به خاطر یک بخاری و گاز گرفتگی دیگه از اتاقش نیاد بیرون . . . خدا نمی خواهم کفر بگیم ولی تو عدالتت ماندم ! اون ماه برادر یکی از دوستام فوت کرد . این ماه هم برادر یکی دیگه از دوستام . . . تو خیابان هم که هرچی راه می رویم تفت و اعلامیه جوان می بینیم . اخه این عدالته ؟؟؟ جوان بیگناه و پر از امال و ارزو بمیره از اون طرف یک ادم بد و گناه کار راست راست راه بره ؟؟؟

دقت کردید آدم بدها چه قدر عمر می کنند ؟

        خدا جوون فقط از تو می خواهم به خانواده این افراد صبر بدی . . .

تازه دارم می فهمم زندگی چی قدر بی ارزشه . . . زندگی آدم ها به یک مو بنده . . . بعضی ها چه قدر مفت از این دنیا

می روند . . .

خدایا به خاطر همه ناشکری ها ازت معذرت خواهی می کنم . . . و روزی هزار بار شکرت می کنم که سلامتی بهمون دادی

        

                                  مصبتو شکر خدا جون  . . .

تا قبل از امتحانات کلی برنامه برای  دو هفته تعطیلی میان ترمم ریخته بودم . . . همش می گفتم 2 هفته تعطیلی کمه . . . هرچند از محیط دانشگاه متنفرم ولی خوشحالم از این که از 4 شنبه دوباره می روم سر کلاس ! تمام تعطیلات نشسته بودم فرار از زندان می دیدم . . . ولی با این اتفا قی که دیروز افتاد حالم بدجوری گرفته شد ، سی دی های فرار از زندانی که الان دستمه مال برادر دوستمه که دیروز فوت کرد ، 4 تا دیگه دی وی دی مونده که تمامش کنم ولی دلم نمیاد به دی وی دی ها نگاه کنم  ، هرچی نگاه می کنم یاد برادر دوستم میافتم . . . خدا بیامرزدش . . .

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۱۱/٢٥ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

١٠ _١۴ ساله که بودم همیشه آرزو داشتم شوهر آینده ام یک فوتبالیست ایتالیایی باشه . . .

حالا که بزرگتر شدم سطح توقعاتم اومده پایین . . .

 خدا جون حالا فوتبالیست هم نشد اشکالی نداره . . . ولی حتما ایتالیایی باشه نیشخند  !

الکساندرو دل پیرو و سونیا آموروسو

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/۱۱/٢۱ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ توسط بانو نظرات () |

  • امروز انتخاب واحدمان بود . . .

انتخاب واحد دانشگاه ما کلی ماجرا داره !

7 صبح باید به حالت اماده باش بری تو سایت که هروقت فایل را باز کردند زود کلاس هایی را که می خواهی بگیری وگرنه عرض 5 دقیقه همش پر می شه و به بدبختی میفتی . . .

صبح کله سحر از خواب ناز بیدار شدیم و خجسته نشستیم پشت سیستم  تو سایت بودیم که سر ساعت 7:30 سایت به خاطر ازدحام شوتمون کرد بیرون . یک سرور دارند همزمان 2000 نفر میان رو اون سرور . سایت هم کشش نداره و هنگ می کنه

از اون طرف هم این ینترنت پرسرعت ما سرعتش از هوشمندها اومده بود پایین تر . با چه بدبختی 7:40  دوستم از خونشون با اینترنت هوشمند رفته تو سایت و برام انتخاب واحد کرده . یکی از کلاس ها که پر شد و هیچی دیگه

دو تا درس عمومی انقلاب و تفسیر موضوعی قران برداشته بودم ، انقلاب را که انتخاب کردم وقتی اومدم تفسیر موضوعی انتخاب کنم برام  نوشته بود :

 دانشجوی گرامی شما مجاز به انتخاب دو درس عمومی معارف در طول یک ترم نیستید !!!

پا شدیم رفتیم دانشگاه ، رفتم اموزش می گم آقا این چه وضعیه ؟ از درس های عمومی به غیر از  یکی دوتاش بقیه همش مربوط به معارفه . . . این چه قانونی گذاشتید ؟

می گه قانون جدیده دیگه ! کاریش نمیشه کرد

بهش می گم آقا از کی تاحالا انقلاب جزو درس های معارف به حساب میاد !؟؟

طرف به هم لبخند ژوکوند تحویل میده !!

واقعا مملکت داریم ؟؟؟؟؟؟ 

 

_______________________________________

 

  • وضع اینترنت چند روزه ریخته به هم . .  همه فیلتر شدند . . . فکر کنم تا 22 بهمن گوگل و یاهو هم بسته بشوند ( قابل توجه پلیس اینترنتی ! من خدایی نکرده قصدم جسارت به مقدسات ایران نبودها ! فقط روم به دیوار روم به دیوار این دو روزه چون از کار و زندگی افتادیم به خاطر این اینترنت گفتم خوبه که اینجا به عنوان یک جوان معضلم را بگم عقده ای نشوم ) 
  • خدا هم که قربونش برم فیلتر شده انگاری . . . زمستان رفت و حسرت یک دانه برف که از اسمان بیاد موند به دل ما !
  • تو این دو هفته تعطیلی بین دو ترم نشستم دارم فرار از زندان نگاه می کنم . خداییش این بلاد کفر عجب فیلم های باحالی می سازند .اصلا نمیشه از این فیلم دل کند این قدر ادم را میخکوب می کنه که از 24 ساعت شبانه روز 20 ساعتش را می شینم فرار از زندان می بینم

 

 

نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/۱۱/۱٧ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

صندلی روبروی من پیر شده است

             در قرن 21

                             21 ساله میشوم

مخفیانه

                           با خاطراتی از جهنمی دیجیتالی

                    و خورشیدهایی سرد

                                             که از پرت شدن من

                                    هی پنجره می سازند...

  • روانشناس ها می گویند افراد باید برای خودشون روز تولدشون را جشن بگیرند و برای خودشون هدیه تهیه کنند . . . به روایتی دیروز یعنی ١١/١١ تولدمان بود ...
  • ۵ شنبه امتحانام تمام شد . . . نسبتا همشون را خوب دادم .
  • ممنون از همه کسایی که تو این مدت به وبم سر زدند و شرمنده که نتوانستم به وبشون سر بزنم . تو این هفته حتما به همه سر می زنم . . . 
  • راستی ممنون از بچه های تیم شاهین به دلیل سورپرایز زیبا و به یادماندنیشان . . .
نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |