بانوي فانوس به دست

من زن ایرانی

اهل خود ویرانی

 

 

آینه ی دق کرده

 

 

بس که هق هق کرده

 

 

مثل یک کوه یخ

 

 

می چکم در مطبخ

 

 

از سپاه تسلیم

 

 

روز و شب بی تقویم

 

 

آی مردم مردم

 

 

باز هم زخم خوردم

 

 

مردم از مرد بد نا مردم

 

 

من به خود نه که به زن بد کردم

 

 

من پر از تنهایی

 

 

وحشت از زیبایی

 

 

در نمد پیچیده

 

 

 بی هوا پوسیده

 

 

بره ی قربانی

 

 

ابرک بارانی

 

 

آی مردم مردم

 

 

باز هم زخم خوردم

 

 

مردم از مرد بد نامردم

 

 

من به خود نه که به زن بد کردم

 

 

بر تن یاس سپید سفره

 

 

 جای غلاب کمر میسوزد

 

 

لب فریاد مرا میدوزند

 

 

سیر سیرم سیر از مشت و لگد

 

 

برده داران حقیر مرگ بو

 

 

بر سر بازار عاشق می کشند

 

 

خواب مخمل را بر هم میزنند

 

 

این کنیزکان خواهر من اند

 

 

آی مردم مردم

 

 

 باز هم سر خوردم

 

 

مردم از مرد بد نامردم

 

من به خود نه که به زن بد کردم

پی نوشت :

  • چند روز شدیدا یاد این آهنگ افتادم . جزو اهنگ های 

 مورد علاقه من . . .

  • این روز ها هوا برای من غیر قابل تحمل ، برای شما  چه طور ؟

  • بعد از مدت ها به اجبار خانواده تلویزیون دیدیم ، از سریال مسافران خوشم آمد ، هم از رامبد جوان هم از آن بچه پسر شیطونه !
  • الان تلویزیون داشت میگفت فیلم اخراجی های ٢ ده نمکی باعث آشتی جوانان با سینما شد !!!!تعجب 

     برای من یکی که بر عکس بود . ازسینما متنفر بودم ، بعد از دیدن این فیلم متنفرتر شدم .سبز

  • این روزها پی نوشت های من زیاد شده ،پی نوشت های شما چه طور؟

 

  • خیلی وقت که بازار بازی های وبلاگی کساد شده ، ولی

من یک بازی  کشف کردم !

دیروز برام یک sms اومد که امروز روز جهانی فوضولیه

هر سوالی دارید بپرسید جواب می دهیم !

من برای تمام شماره های تو گوشیم فروارد کردم ، سوال های

جالبی به دستم رسید ، الان می خواهم این سوال را تو وبلاگم

بگذارم ، هرکی هر سوالی داره بپرسه ، 3 روز دیگه به

همشون جواب می دهم !نیشخند

  • شدیدا دلم فیلم دشمن مردم کریستین بل قلب و جانی دپ را

 می خواهد ، الان یک ماه اکران شده پس چرا ایران نمیاد ؟!!!!

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/٤/٢٩ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

روزگاری بود میوه اش فتنه،
 خوراکش مردار،
 زندگی اش آلوده،
 سایه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند.
تازیانه ستم، عاطفه را از چهره ها می سترد.
تاریکی، در اعماق تن انسان زوزه می کشید و دخترکان بی گناه، در خاک سرد زنده به گور می شدند.
و در این هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ایستاد
 و
 زمین در زیر پاهای او استوار گردید.


((عید مبعث مبارک))

مسجد النبی
پارسال یک همچین موقعی رفته بودم مکه . امروز شدیدا یاد مسجد النبی افتادم . ناراحت

من قبل از این که برم مکه به این جور جاها اعتقادی نداشتم . همیشه می گفتم خدا و پیغمبر باید تو قلب آدم ها باشند . این ها همه بهانه است . هنوزم همین اعتقاد را دارم . ولی از وقتی رفتم مکه و مدینه، فهمیدم اونجا یک چیز دیگه است .
با همه جاهایی که تاحالا تو عمرم دیده بودم، با همه کشورها و شهر هایی که تاحالا دیده بودم فرق داشت ، خیلی فرق . . .
مخصوصا مکه ، آدم وقتی میبینه این همه چیز مقدس مثل
خانه خدا و حجر الاسود و . . . همه یک جا جمع شدن یک
حالی میشه . . . هرکی رفته باشه می دونه من چی می گم .
گریه ایی که ادم اونجا می کنه با همه گریه ها فرق داره . . .
 
همه با هم مهربون اند . . . همه به هم کمک می کنند . . .
 ولی همیشه یک سوال برام پیش اومده ؟ چرا پیامبر ما باید تو اون کشور ، تو اون جای بد اب و هوا با اون فرهنگ ظهور کنه ؟ مگه نه این که بقیه پیامبرها جاهای خوب و خوش آب و هوا بودن ؟
بیخیالش بگذریم . . .
 ایشالله قسمت همه بشه یک سفر برید . . . قسمت ما هم بشه یک سفر دیگه بریم .

عید همتون مبارک . . .  لبخندعید خوبی داشته باشید .
اینم عکسی که ما با ترس و وحشت از شورطه ها تو مسجدالحرام تونستیم بگیریم :

 التماس دعا

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/٤/٢۸ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/٤/٢٧ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ توسط بانو نظرات () |

این سقوط هواپیما هم گذشت . . . .ولی فکر نکنم مسئولین

دست از سر این توپولوف ها بردارند . . . . آخه تا کی ما باید

شاهد این سقوط ها باشیم . . .  لا اقل یک خطایی می کنید

بعدش درست جوابگو باشید . این چرت و پرت ها چیه پشت

دوربین میگید ؟!!!!!  بعد از 100 و بوقی دوباره ما نشستیم 

تلویزیون (گزارش ویژه خبری) دیدیمعصبانی . . . واقعا دیگه

غیر قابل تحمل . . . این یارو که داره در مورد سقوط هواپیما

حرف می زنه یا واقعا هیچی حالیش نیست یا فکر می کنه ملت چیزی حالیشون نیست . . . میگه ما از نظر ایمنی به

هواپیماهای توپولوف مطمئن هستیم . . . کمتر هواپیمایی در

دنیا به ایمنی توپولوف پیدا میشه !!!!دروغگو کی میگه  این اتفاقات

به خاطر تحریم اقتصادی ؟؟؟ واقعا من باید بگم

روووووووووووووووووووووو هم برای بعضی افراد خوب

چیزیه !! یکی نیست بگه اگر توپولوف خیلی خوبه چرا

مسئولین با ایر باس میرن مسافرت . . . به جای این که بیاین

 چرت و پرت تحویل ملت بدهید برید به فکر یک چاره

باشید . . . جواب آه و ناله های خانواده های این کشته شده ها

این نیست که بیایید اونها را شهید بنامید . . . تا بوده شنیدیم

شهید به کسی میگن که با میل خودش در راه خدا کشته بشه ...

حالا یکی بیاد بگه کدوم از این افراد که تو هواپیما بودند با

میل خودشون می خواستند تو این سانحه کشته بشوند ؟

یا مسیر تهران ایروان راه خدا بوده و ما نمی دونستیم ؟  من

تو این چند وقته هیچی د رمورد اتفاقات افتاده تو کشور ننوشتم

 ولی اگر این دفعه چیزی تو وبلاگم نمی نوشتم می ترکیدم . . .

الهی بمیرم واسه دل این خانوداه ها . . . گریه 

______________________________________

بازتاب رسانه ها و مسئولین بعد از سقوط هواپیما :

روزنامه  ک. ی. ه .ا . ن : پشت ین ماجرا آقای م . و . س. و.

ی است ، ایشون باید جوابگوی همه ی این اتفاقات باشند . اگر

ایشون کاندید نمی شدند الان این اتفاقات نمی افتاد .

اخبار 20:30 و 14:00 :

خبر اول : کشته شدن یک زن مسلمان مصری در آلمان

خبر دوم : یک فروند هواپیمای آموزشی بدون سر نشین در

مزرعه ای در امریکا سقوط کرده و خسارت غیر قابل

جبرانی به یک مزرعه امریکایی وارد کرد . قابل گفتن است

که این اتفاق باعث مشکلات زیادی در بورس و اقتصاد

امریکا گذاشت

خبر سوم : جعبه سیاه سوم هواپیمای تهران _ ایروان هنوز

 یافت نشد . . . !!!!!

س.خ.ن.گ.و.ی و.ز.ا.ر.ت خ.ا.ر.ج.ه : دهههههههه !!!! چی

معنی داره رسانه های غربی در امور داخلی کشور دخالت

کنند ؟ به اونها چه ربطی داره که هواپیمای ما سقوط کرده ؟

مگه خودشون هواپیما ندارند ؟برای چی به حریم خصوصی و

خانوداگی ایران تجاوز کردند . . . این یک مسئله کاملا

خانوادگی ایست !!!! غربی ها به جای این که به سقوط

هواپیما ی ایران توجه کنند بهتر است به مسئله زن مسلمان

کشته شده در آلمان را رسیدگی کنند !!!!

بانوی فانوس به دست : این یک اتفاق از پیش طراحی شده

توسط بیگانگان و غربی ها بوده . . . می دونستند تیم

نوجوانان جودو در این هواپیما بوده ! هواپیما را منفجر کردند

مبادا تیممون اول بشه ! هرچی باشه ما جزو اولین ها در

ورزش جهان هستیم .یک مدرک دیگه هم هست که نظریه من

را تصدیق می کنه . . . اونم این که در لحظه انفجار هواپیما 2

_3 تا دوربین حرفه ایی در حال فیلم برداری از این صحنه

بودن  . . . این ها همه نشون می ده که این یک برنامه از پیش

 طراحی شده بوده . . .

 

 

  • از صمیم قلب برای خانواده های این هم وطنان عزیز

صبر زیاد از خداوند متعال خواستارم . . .

  • من به یک چیزی خیلی اعتقاد دارم اونم این که این

جور افراد واقعا آمرزیده اند . . .  .

کتاب این پست :  ضیافت افلاطون  ( درس عشق از زبان افلاطون ) .

بادبادک باز حرف نداشت اگر نخوندید حتما بخونیدش !

آهنگ این پست : مرغ سحر _ استاد شجریانقلب

 این نیز بگذرد . . .

تمام .

____________________________________

یک روز بعد نوشت :

دوست داشتید  امار سقوط هواپیما در ایران را از اینجا مشاهده کنید .

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/٤/٢٥ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

  • هر چه دکمه refresh  زندگی را فشار می دهم ، تغییری نمی بینم !!

 

  • به چند کیلو امید برای ادامه حیات نیازمندیم !!!!

 

  • تنها تفاوت ما انسان های زمینی با موشی که توی loop  می دود این است که موش در محیط داخلی می دود ولی ما بر محیط خارجی زمین !!!

 

  • خیام عزیز . . .

از تن چو برفت جان پاک من و تو       خشتی دو نهند بر مغاک من و تو
و آنگاه برای خشت گور دگران       در کالبدی کشند خاک من و تو

  • حمید مصدق :

مرا به من بگذارید.......به خویشتن بگذارید

          مگر چه بود محبت .......     که سنگ سنگش را......

                                          به سر زدم با شوق

          من از هجوم هجاهای عشق می ترسم.........امید بیهوده است !!!

          قسم به دشت .....به برگ سبز درختان ......به سبزی گلگشت.....

                                                                 به روح سبز گیاهان

                                     که بر نخواهم گشت . . .

          مرا به خود بگذارید...........مرا به خاک بسپارید

                        کسی؟!.................نه هیچ کسی را دگر نمی خواهم

              سپاس دست صبوحی...صفای می خواران.........

خوشا شراب شبانه.........ترنم باران

        گلی برای کبوتر ........گلی برای بهار ........گلی برای کسی که

                                                      مرا صدا می زند. . .

  • کاش همیشه
    آب
    اولین درس دبستان باشد
    تا کودکان
    در کرامت یک قطره ی باران
    مسیر حیات را
    تا شعور آسمان
    بپیمایند

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/٤/٢۱ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

همین طور سیل خبر های بد داره میرسه . . . عجب زندگی مسخره ای . . . تا بود نالم از روزمرگی های روزمرده بود . .. حالا نالم از بی وفایی زمانه است . . .

داشتم اخبار را می دیدم . . . گفت پیرمرد تنهای قصه های

خوب، بچه های خوب را تنها گذاشت و به خاطره ها پیوست

 مهدی آذر یزدی هم مرد . . .  گریه 

چه خاطراتی با داستان هاش داشتم . . . جزو اولین کتاب

هایی بود که با دقت می خوندمشون . . . یادمه اون موقع که

دبستان میرفتم همه کتابهاش را جمع می کردم . هرشب قبل از خواب یکی ازداستان هاشا می خوندم .

شاید میشه گفت از همان موقع بود که من عادت کردم هر

شب قبل از خواب چند ساعتی کتاب بخونم . . .

خداحافظ  پدر داستان های کوتاه ایران . . . .خداحافظ پدر

 خاطرات . . . خداحافظ پدر داستان های کهن . . . خداحافظ

     روحت شاد و یادت گرامی باد. . .

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/٤/۱۸ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

در افسانه ها آمده روزی که خداوند جهان را آفرید فرشتگان مقرب را به بارگاه خویش فراخواند و از آنها خواست تا برای پنهان کردن راز زندگی پیشنهاد بدهند .

یکی از فرشتگان گفت خداوندا آن را در زیر زمین مدفون کن .

فرشته دیگری گفت آن را در زیر دریاها قرار بده .

و دیگری گفت : راز زندگی را در کوه ها قرار ده .

ولی خداوند فرمود اگر من بخواهم به گفته های شما عمل کنم فقط تعداد کمی از بندگانم قادر خواهند بود آن را بیابند در حالی که من می خواهم راز زندگی در دسترس همه بندگانم باشد .

در این هنگام یکی از فرشتگان گفت فهمیدم کجا . . .

خدای مهربان راز زندگی را در قلب بندگانت قرار بده زیرا هیچ کس به این فکر نمی افتد که برای پیدا کردن آن باید به قلب و درون خود نگاه کند .

                       و خداوند این فکر را پسندید . . .

**************************************************

* ؟ به نظر شما راز موجود در قلب ما انسان ها چیست ؟

* وای عجب هوای مزخرفی . من یکی دیگه دارم از نفس میفتم . افسوس

کاشکی می شد اجی مجی لاترجی کرد تا بارون بیاد .

* چه سخت و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی تواند سرش را کلاه بگذارد

* چند بیت از خیام عزیز . . .

من میخورمو هرکه چومن اهل بود/میخوردن من به نزد او سهل بود

می خوردن من حق ز ازل می دانست / گر مینخورم علم خدا جهل بود

من بی می ناب زیستن نتوانم/ بی باده کشید بارتن نتوانم

من بنده آن دمم که ساقی گوید/ یک جام دگر بگیر و من نتوانم

 

*دلم گرفته ای دوست هوای گریه دارم . . .

آهنگ این پست : Richard Anthony - Aranjuez mon amour

کتاب این پست : از رویاهایت برایم بگو

بعد از ١ ساعت نوشت :

چه چیز بدتر ارآن که این گربه های بی ناموس با جیغ هایشان خواب شبانه ات را بر هم بزنند و تو نتوانی حتی یک پ.د.ر.س.گ به آنهابگویی ؟؟؟یول

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳۸۸/٤/۱٦ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

کودک درون : مامان این هفته میریم شهربازی ؟

مامان : سوالنگران باشه . . .

کودک درون : ( خوشحال لبخند) مامان تنهایی بریم ؟

مامان : نه  زنگ میزنم به خاله بهاره ، میگم اونم کودک درونش را بیاره شهربازی یک آب و هوایی عوض کنه نیشخند

*************************************

پی نوشت 1: اصلا فکر نکنید من شهربازی دوست دارم ها !!!! کودک درونم من را اغفال کرده از خود راضی

پی نوشت 2: امیدوارم خاله بهاره قبول کنه ، کودک درونش را بیاره شهربازی ، کودکم گناه داره ، تنهایی حوصه اش سر میره

پی نوشت 3 : باید از کودک درون قول بگیرم که این دفعه که رفتیم شهربازی ، تو این مسابقه های الکی شرکت نکنه ، چون هیچ وقت تو این بازی ها نمی بریم ، فقط پولمون را هدرمیدیم ناراحت

______________________________________

کتاب این پست : بادبادک باز ( خودم تازه شروع کردم به خوندنش )

آهنگ این پست :  Seduces Me ,Celion Dion  

Everything you are
Everything you'll be
Touches the current of love
So deep in me
Every sigh in the night
Every tear that you cry
Seduces me

All that I am
All that I'll be
Means nothing at all
If you can't be with me
Your most innocent kiss
Or your sweetest caress
Seduces me

I don't care about tomorrow
I've given up on yesterday
Here and now is all that matters
Right here with you is where I'll stay

Everything in this world
Every voice in the night
Every little thing of beauty
Comes shining thru in your eyes
And all that is you becomes part of me too
'Cause all you do seduces me

And if I should die tomorrow
I'd go down with a smile on my face
I thank God I've ever known you
I fall down on my knees
For all the love we've made

Every sigh in the night
Every tear that you cry
Seduces me seduces me
All that you do , , , .. Seduces me

نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/٤/۱٢ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

خجالتبعد یک مدت طولانی سلام قلب. سلام به دوستای خوب وبلاگیم که این چند وقته با این که  از اخرین نوشتم حدود ١ ماه میگذشت لطفشونا نسبت به این وبلاگ و بنده حقیر نشون دادن و مدام سر میزدن . این چند وقته هرکاری میکردم دستم به نوشتن نمی رفت . از اون طرف اتفاقات سیاسی و برنامه های بعدش از طرفی هم این امتحان های پایان ترم که دهن بنده را سرویس نمودند تا بالاخره امروز به سلامتی و دل خوش به پایان رسیدن عینکنیشخند دل خوش که چه عرض کنم . تااین نتایج امتحانا را بزنند خیالم راحت نمیشه نگران.

تا بوده و هست ما شنیدیم که دانشگاه آزاد مدرک الکی میدهچشم . اگر این سیستم پر از تکنولوژی برگزاری امتحان های ما را ببینید میگید صد رحمت به دانشگاه سراسری  . . .

این ترم که سوال ها را این استادای عزیز تر از جان معلوم نبود از کجا پیدا کردن یولدر این ترم بر اساس یک حمله فوق العاده استراتژیکی مسئولین محترمه سیستم های موبایل را از 15 دقیقه قبل از امتحان ها قطع میکردن گاوچران(دلتون آب شما که از این دانشگاه ها نداریدنیشخند)  خداییش شما کجا یک همچین چیزی دیدید ؟ وقتی دانشگاه ما یک همچین کاری میکنه . میخواهین کشور 1 هفته سیستم اس ام اسش را به دلیل مسائلی که بهتره واردش نشیم نیشخندقطع نکنه . این ترم کلی ادم تو دانشگاه جمع کرده بودن که بیان مراقبت از امتحان بکنند . از رئیس دانشگاه گرفته تا ابدارچی دانشگاه مراقب این دوره از امتحانات بودن . از اونجایی که انتخابات تو این ماه برگزار شد جوش تو دانشگاه ما هم سرایت کرده و همه دست در دست هم داده  بودن تا امتحاناتی سالم برگزار کنند هر ردیف از صندلی ها یک مراقب داشت .غافلگیرمون کردن این ترم اساسی . حالا خوبه دانشگاه ما همه دختر هستند اگر پسر بود که دیگه از خیابونم مراقب پیدا میکردن تا دیگه کسی نتونه تقلب کنه .

واقعا من قشری بیچاره تر از این قشر دانشجو اونم از نوع دانشگاه آزادیش ندیدم آخ. این همه فلاکت بکشیم بعدشم بگن مدرکش به درد نمی خوره  . چه قدر توهین باید تحمل کنیم .

کلا نمی دونم چرا هرچی از ورودم به دانشگاه میگذره متنفرتر میشم سبزبا این که رشتم را خیلی دوست دارم  ولی از فضا ی دانشگاه اصلا خوشم نیومده .

یک زمانی بود که برای ادامه تحصیل و زندگی چند تا کشور خوب را مد نظر داشتم که یک جورایی بعد از این مدرک لیسانس بریم و یک دانشگاه درست و حسابی در آرامش درسمون را بخونیم و  ادامه تحصیل بدهیم و به قول بچه ها گفتنی نردبان ترقی را طی کنیم (حالا طی کنیم پیش کش ! مجبور نشیم طی بکشیم زبان) . ولی هرچه میگذره و اوضاع احوال دانشگاه و . . .  و توهین هایی که از چپ و راست به ادم میشه رامی بینم  پیش خودم میگم کشور دیگه مهم نیست مهم فقط رفتن است . الان میشه گفت بزرگترین ارزوی من در حال حاضر همین قضیه است . حالا هرجا شد ، شد. به افغانستان هم راضی هستیم

( مشکل این جاست که افغانستان هم راحمون نمی دننیشخند )

 از انتخابات چیزی ننوشتم و چیزی نخواهم نوشت که اصلا حال و حوصله بحث های سیاسی را ندارم و از سیاست متنفرمسبز .این چند وقته حسابی از گفت و گو های سیاسی و . . . بهره مند شدیم . قبل انتخابات اون مناظره ها و اس ام اس ها و شور و شوق های خیابونی و رنگ ها یک طرف ، از طرفی دیگه مسائل بعد انتخابات و . . . به من فهماند که سیاست خیلی بی پدر و مادره . . . شیطانبهتره تو مسائلی که آدم توش هیچ نقشی نداره و بحث کردنش بی فایده است دخالت نکنه .

 بیخیال این قضایا که بشیم . تموم شدن امتحان ها را عشقه . . . هورا.درود بر تو ای تابستان عزیز . . . درود بر خواب  تا ساعت 10 صبح !!. . . از خود راضی.درود بر علافی و بی کاری .. . عینک

·        امیدوارم بعد از این دوران پر از نوستالژی که گذراندم  تابستان خوبی داشته باشم . لبخند

·        شدیدا چند وقتیه دپرسم . حال و حوصله هیچ کاری را ندارم

·        پارسال یک همچین موقعی استرس کنکور داشتم ، هیچی از تابستونم نفهمیدم افسوس

امسال می خواهم یک تابستان خوب داشته باشمقلب .فقط دلم می خواهد برم کلاس هایی که دوست دارم  ، با دوستام برم بیرون( کلی از دوستام که رفتن یک شهر یا کشور دیگه قرار تابستون بیان . دلمواقعا برای تک تکشون تنگولیده قلب) ، پازلی که خریدم را درست کنم اوه.  . . . امیدوارم اتفاق خاصی نیفته و بتونم همه این کارها را انجام بدهم . 

اول از همه این هفته که میاد حتما باید با بهاره بریم میدان امام یک دیزی مشتی بزنیم تو رگاز خود راضی . چند وقته تعریف یک دیزی پزی  سنتی را تو میدان امام شنیدم ولی هنوز وقت نشده برم .

 کلا از فضای میدان امام خوشم میاد قلب. محیط گیرایی داره . احساس آرامش خاصی به من دست میده وقتی میرم اونجا ، 1000 بارم برم مسجدها و عالی قاپو وبازارچش را ببینم باز هم  برام یک تازگی خاصی داره .

یکی دیگه از برنامه هام اینه که به طوره جد تمرینات پیانو را ادامه بدهیم این دفعه دیگه استادم بدجوری تهدیدم کرده گفت امتحانات که تموم بشه هیچ بهانه دیگری قابل قبول نیست .دیگه این تو بمیری ها از اون تو بمیری ها نیست . تمرین نکردهبرم سر کلاس . تکه بزرگم گوشمه !

یک دوره دیگه که برم معرق مدرک تخصوصیش را میگیرم  برای همین تابستان بهترین دوره برای تمام کردن این دوره است .  

چند تا کتاب و فیلم هم مد نظر دارم که تهیه کنم  و روزهای بیکاری را سالم بگذرونیم .

·        از دوستانی که فیلم ها و کتاب های خوبی سراغ دارن تقاضا مندیم که ما را در این امر  راهنمایی کنند ( فقط خواهشا فیلم هندی و بزن بزن و سبک جومونگ معرفی نکنید  چون اصلا خوشم نمیاد . )

  • از وقتی شنیدم کنسرت استاد شجریانقلب کنسل شده شدیدا دپرس شدم ناراحت. چون بی صبرانه منتظر کنسرتشون بودم . کلی برای آخر تیر ماه برانامه ریخته بودم برم تهران کنسرت .

انگار چشم دشمن و بیگانه و . . .  کور امسال تابستون خبری از قطعی برق و آب نیست . چون من یکی به شخصه اصلا نمی تونم گرما را تحمل کنم. چشم

 

·        تو این مدت با چندتا وبلاگ نویس آشنا شدم و لینکشون کردم . امیدوارم که در عرصه وبلاگ نویسی موفق باشند .

یکی از این وبلاگها  سامان کاویان است که اونم مثل من داره به امتحان Ilets  فکر میکنه ، یکی دیگه اندیشه های یک اندیشمند جوان است که مطالب ناب در مورد پیرامون را می نویسد . با وبلاگ یک همشهری اصفهانی آشنا شدم که تمام آثار کلاسیک موسیقی جهان را داره ،هیچ چیزی مثل هنر و آن هم از نوع موسیقی نمی تونه به من آرامش بده در اولین فرصت حتما چند تا از آثاری که تاحالا نشنیدم و تو این وبلاگ معرفی شده را تهیه میکنم . با  وبلاگی آشنا شدم که فیلم های روز دنیا را از جمله لاست عزیز را تحلیل می کنه . نقطه مشترک من و نویسنده این وبلاگ اینه که هر دوتا بی صبرانه  منتظر فصل 6 این فیلم هستیم ( من یکی شدیدا لاست خونم اومده پایین ) .با وبلاگ برادر ارمیا آشنا شدیم  که امیدوارم بتوانند تفکرات به اصطلاح فمنیستی من را تحمل کنند. با وبلاگ سمیرا جون آشنا شدم که احساس می کنم از نظر علایقی مثل کتاب و فیلم و . . . خیلی به هم نزدیک هستیم . از بخش سفرنامه و عکس های فوق العادش خیلی خوشم میاد .

 واقعا خدا پدر سازنده این وبلاگ ها و فیس بوکقلب را بیامرزه !!!! واقعا اگر این وبلاگ و فیس بوک نبودن من چی کار میکردم ؟؟

·        به دو دلیل نوشته ی این دفعه من طولانی شد :

اول به خاطر غیبت کبری ایی که داشتم .

دوم هم به خاطر این که امتحانام امروز تموم شد و می تونم یک نفس راحت بکشم .

خلاصه اگر این دفعخ خسته شدید ببخشید .خجالت

 

لطفا معرفی کتاب و فیلم خوب یادتون نره در بخش نظرات

کتاب معرفی این پست : مسیح باز مصلوب ( توصیه می کنم حتما بخونید )

آهنگ معرفی این پست : به خاطر این که you tube فیلتره امروز یک آلبوم معرفی میکنم . اگر دوست داشتید  تهیه کنید و گوش بدهید . دریاچه قو شاهکار چایکوفسکی

راستی اگر بازی جدید وبلاگی سراغ دارید معرفی کنید

·         پازل :

تکه ها را به شوق لمس نور، به هم می تابیدم، غافل از آنکه پازل، هماره به سیاهی سنگین یک طرح محکوم است .

·        عمر چون سیل و عدم دریا و ما خار و خسیم

     در رکاب سیل، خار و خس به دریا می رود  

                                                    "صائب"

          تمام.

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳۸۸/٤/٩ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |