بانوي فانوس به دست
بعد از ٢٠ سال حسرت به دلمان ماند برای یک بار ، فقط یک بار هم که شده اول و آخر ماه رمضان را درست اعلام کنند . . . هر سال تو خماری روز دقیق عید فطر ماندیم ... من می گم دوشنبه عید . . . عید همگی مبارک
چی می شد ما هم مثل سوریه ۵ روز تعطیلی عید فطر داشتیم ؟؟؟؟ هرچند همانند ۴ سال پیش بر اثر جو گیری بعضی ها به مناسبت عید فطر ۴ روز تعطیلی داشتیم و کارو کاسبی و گمرک و درکل ، کل کشور بر اثر این تعطیلی بیجا مختل شد ولی خوب دانش آموز جماعت و دانشجو جماعت با این تعطیلی ها خوش است !
________________________________________ نگاهت را قاب می گیرم. در پس آن لبخند. که به من شور و نشاط زندگی می بخشد
در ٣٠ شهریور ١٣٧٣ دنیا صدای گریه کودکی را شنید که امروز تنها بهانه برای خندیدن من است . . . امروز را با هم لبخند میزنیم ... تولدت مبارک دلارام عزیز . . . تنها با وجود و صدای توست که دلم آرام می گیرید . . .
دوست دارم دلارام جون آژانس شیشه ای"ساخته ابراهیم حاتمی کیا : زن عباس میگه:شما بعد از جنگ کلی امتیاز گرفتید... عباس هم جواب میده:وقتی جنگ شد داشتیم تو مزرعه مون کار می کردیم با تراکتور...وقتی هم که جنگ تموم شد برگشتیم همون مزرعه بی تراکتور!
یک بوس کوچولو - بهمن فرمانآرا : بید مجنون - مجید مجیدی : خانه ای روی آب ـ بهمن فرمان آرا : از قدیم گفتن مواظب باش چی آرزو میکنی، چون ممکنه برآورده بشه مژگان - بهناز جعفری : وقتی آینده ای نداری مثل اینه که خانه ات را روی آب بسازی ... ما یاد گرفتیم که شناگرهای خوبی باشیم سوته دلان (علی حاتمی)
رنگ خدا- مجید مجیدی :
آل پاچینو در فیلم god father
سگ کشی به کارگردانی بهرام بیضایی :
مادر - علی حاتمی : ضیافت مرگ، عطر و طعمش دعاست.روغن خوبم تو خونه داریم، زعفرونم هست، اما چربی و شیرینی ملاک نیست، این حرمتیه که زنده ها به مرده هاشون می ذارن مسافران ـ بهرام بیضایی : ارتفاع پست ـ ابراهیم حاتمی کیا
دیالوگ جوکر در THE DARK KNIGHT : افسانه 1900 دکمه های کنده موش سرآشپز :
فیلم مارمولک :
کمال الملک - علی حاتمی : دلشدگان - علی حاتمی : سلام دوستای گلللللللم بعد از یک هفته امدم . . . دلم کلی واستون تنگولیده بود . . . جاتون خالی رفته بودم آذربایجان شرقی . . . خیلی خوب بود . . . اگر دو تا شهر باشه که تو ایران ارزش دیدن داشته باشه به نظر من اول اصفهان خودمون بعد هم تبریز . . . هوا عالییییییییییییییییییییییی بود . . . من یکی ترجیح می دهم هر سال برم شمال غربی کشور به جای شمال خودمون . . . شمال هوا رطوبت داره . من از هوای شرجی و رطوبت دار متنفرم . . . تبریز هوا عالی بود ، به شلوغی شمال هم نیست . کلی آثار باستانی و تاریخی و موزه هم داره برای دیدن ( هر چند در این زمینه به پای اصفهان نمیرسه !!! ) مردم های خوبی هم بودند . خیلی اشتراک با مردم اصفهان دارند . هم مهربان هستند هم مهمان نواز . . . در ضمن آدرس دادنشون هم شبیه اصفهانی ها است از هرچه بگذریم سخن دوست خوش تر است ! خیلی دلم براتون تنگ شده بود . . . تو این یک هفته که نبودیم چقدر اتفاق افتاده . . . شنیدم پرشین بلاگ هم فیلتر شده بوده . . . خدایا شکرت که وبلاگ ما را از چشم بد محفوظ داشتی . . . از همین جا من سلام و خسته نباشید عرض می کنم به آن برادران زحمت کشی که زحمت خواندن تک تک وبلاگ های پرشین بلاگ را به خودشون ندادند و در عوض کل وبلاگ را فیلتر کردند . ولی بدانید و آگاه باشید که اگر زمانی وبلاگ من را فیلتر کردید آن دنیا سر پل صراط جلوتون را می گیرم !!! به قول سید : پرشین بلاگ را خدا آزاد کرد . . . فیلتر کردن و قطع کردن مسنجر و اس ام اس و . . . نشان از ترس و ضعف است . . . سلام دوستان عزیز . . . شرمنده یک هفته ایی نبودم . . . جاتون خالی رفته بودم آذربایجان شرقی . . . امروز رسیدم . . . مثل همیشه لطف کردید و کلی نظر گذاشتید . سعی می کنم تو این یکی دو روزه جواب بدم حتما . . . الان برای من نه مسنجر باز میشه نه ایمیلم نه وبلاگ های بچه های بلاگفا . . . کسی می تونه کمکم کنه ؟؟؟؟؟؟ دریا : تلاطم قهوه : فقط قهوه ترک . . . آرامش غرور : حباب مدرسه : محیط خشن آموزش دفتر مدیر : کاری با اونجا نداشتم زیاد قورمه سبزی : عاشقشم . . . ریاضی : اگر مبحث مثلثات را نداشت خیلی خوب بود ! آهنگ : منحنی اصوات ماه رمضان : خواب استخر : میانه خوبی باهاش ندارم آبگوشت : چرب روزنامه : یک زمانی اعتماد ملی و ایران خوب بود کودکی : در آرزوی بزرگی واقعا خدا به این که ما صفاتش را به عربی پشت سر هم ردیف کنیم و بخوانیم . بدون این که معنیشون را بدونیم احتیاج داره ؟؟
تازه فهمیدم تارزان چه قدر خوشبخت بوده که تو کوه و جنگل زندگی میکرده ... دلم می خواست تارزان باشم . . . ____________________________________________________ * از صبح حالم بده . .. مدام عرق سرد می کنم . . . متنفرم از این حالت ! خدا بخیر بگذرونه
محتسب در نیم شب جایی رسید جلویم را می گیری. با خشونت نگاهم می کنی. دستت را دراز می کنی و مقنعه ام را به جلو می کشی می گویی آفرین اینطور بهتر است...بعد با نگاهت مانتوم را وجب می کنی نه این دیگر نمی شود مانتوی تو نیم بند انگشت از حد مجاز کوتاهتر است باید عوضش کنی... بعد می روی به سراغ شلوارم...این مظاهر غرب چیست که به پا کردی؟ چرا جلوی شلوارت پاره است؟ تو رپی؟ باید تعهد بدهی که دیگر اینگونه به خیابان نیایی و الا می بریمت وزرا... حالا نوبت صورتم است...وا اسلاما..این همه آرایش برای چیست دختر ؟ مگر به عروسی می روی تازه به عروسی هم اگر می روی نباید آرایش کنی...برای چه ابروهایت را برداشتی مگر تو ازدواج کردی؟ تو در کدام خانواده بزرگ شدی که گذاشتند در این سن و سال موهایت را رنگ کنی؟ تو مظهر فسادی با آن بینی عمل کرده ات. عینکت را ببین...مثلا فکر کردی من نخواهم فهمید که این را برای جلب نظر پسرها می گذاری؟ همین الان اگر دکتر چشم پزشک اینجا بود به تو می گفتم که چشمانت ضعیف نیست و تو فقط به دنبال بی حجابی هستی...وای این را ببین....چرا دستکش دستت نیست؟ چرا ساعت مارک دار دستت است...دختر جان تو مال کدام خانواده ... هستی که این چنین تو را ... بار آورده اند...و من فقط نگاهت می کنم. باید موهایت را بگذاری زیر روسری و الا باید از ته بزنیشان...تو اصلا از ذات مشکل داری... تو خیلی زنی...اندامت خیلی زنانه است...نه نه اینجوری نمی شود. تو باید خودت را تغییر بدهی و الا تبعیدت می کنیم به جایی که هیچ مردی نباشد... تو عامل فسادی می فهمی؟ همه بدبختی های این مملکت از توست... از تویی که اینگونه راه می روی و لباس می پوشی...تو اصلا نباید زن باشی...باید درشت باشی. باید مردانه راه بروی و مردانه لباس بپوشی و مردانه زندگی کنی ...مثل ما...اصلا نباید ظرافت های زنانه ات پیدا باشد... دیگر جایی از وجودم را نمی یابی که به آن انگ بزنی پس مقنعه ام را کنار می زنی و فریاد می زنی وا تو اصلا جایت در وزراست راه بیوفت و من نمی دانم پوشیدن یک لباس با یقه هفت آن هم زیر مانتو آن هم زیر مقنعه کجای مردانگی این مردان را به وجد می آورد. تو وجودم را می کاوی و من فقط نگاهت می کنم...تو مرا می بویی و با خشم یک سطل آب بر سرم خالی می کنی که من خود خود فسادم...من فقط نگاه می کنم...همین...حرف می زنی داد می زنی تحقیرم می کنی تهدیدم می کنی و من فقط نگاه می کنم... دلم می خواهد همین اینجا در همین لحظه خدایی که می گویی هست بیاید به قضاوت بنشیند...حرفهایت تمام نمی شود..از همه وجودم از همه هستیم انگ فساد می زنی انگ بی دینی انگ بی حرمتی انگ بی حجابی... حرفهایت تمام نمی شود. و من فقط نگاهت می کنم...وقتی سکوتم را می بینی به وجد می آیی زن فریب خورده که مرا امر به معروف کرده ای و نهی از منکر زن مسخ شده...دستمالی از جیبم در می آورم...به صورتم می کشم...ببین سفید است...هیچ رنگی روی آن نیست که من صورتم را به آن آذین داده باشم... این عطر وجود من است نه کنزو لاگست و دیور...این عطر زن بودن من است ببین این رنگ موی من است نه رنگ مویی که تو فکر می کنی...مانتویم را ببین هیچ جایی از بدنم را به نمایش نمی گذارد که بدنم را اسیر یک مشت خرافه و حقارت می کند... من یک زنم مثل تو او با همه خصایص زنانگی...من آفریده اویم...چه کنم که زنم؟ در خانه حبس شوم؟ وجودم را به تحقیر ببرم؟ برای چه؟ اگر چادر سرم کنم و زیر آن هیچ نپوشم خوب است؟ زن هایی از خودتان دیده ام که لباس های آنچنانی می پوشند روی چادر به سر می کنند آنها خوبند؟ می دانی همچنس من تو با من مشکل نداری تو با زن بودن من مشکل داری...همه جرم من اینست که زنم...یک زن با همه زنانگیش... با همه ظرافت های زنانگی...با همه عطر وجود زنانگی...تو مشکلت اینست نه حجاب من نه یک تار موی من نه دستان بدون دستکشم... می دانی مشکل تو اینست که مسخ شدی...مسخ یک مشت مرد ...مردهایی که خواستند و خواستند و خواستند که حکومت کنند...که ریاست کنند...که زن را این موجود لطیف را در پستو های خانه حبس کنند...می دانی زن مسخ شده تو ابزاری...تو آلت دستی برای ریاست آنها...اگر همسرت یا بهتر است بگویم مردت را فردا با زنی دیگر ببینی نمی توانی اعتراض کنی چون خودت چون خود خودت این حق را به او دادی که تحقیرت کند و به اسارت بردت... تو مادری ولی به فرزند یعنی به فرزند پسرت این اجازه را می دهی که تو را به اسارت خانه بکشد...باور کن یک تار موی من یا بوی عطر من یا رنگ لبهای من باعث فساد نیست...باعث بی حجابی نیست...دنبال فساد در جایی بگرد که خود عامل فساد است...من عامل نیستم... مــن زنــــم...یک انسان...یک آفریده خدای تو...درست مثل تو...ولی معتقدم به حق انتخاب به آزادی و به حقوق برابر... من معتقدم به آزادی و تو معتقدی به اسارت...خوب وجودم را گشتی ولی هیچ نیافتی که نشانی از بی شرمی باشد...تو مشکل با وجود من است...با رنگ وجودم با عطر وجودم با طرح وجودم نه با نوع لباسم و نوع آرایشم... ولی این را باور کن که من یک زنم با همه ظرافت های زنانه و با همه حقوق انسانی...نمی گویم به من احترام بگذار...می گویم به خودت به زن بودن خودت احترام بگذار...همین... حالا کجا باید برویم؟ حرفهایم تمام می شود . . . تو می روی و زن دیگری می اید . . . و باز بازی از نو . . . مطلب بالا را به صورت اتفاقی در یکی از گروه های سایت کلوب دیدم . *** مسئول حراست : خانم کجا ؟. . . مراجعه کننده : می خواستم برم دفتر رئیس . . . وقت قبلی داشتم مسئول حراست : خانم شرط ورود به این اداره چادره . . . مراجعه کننده : هان ؟؟؟؟؟؟ مسئول حراست : برید با چادر بیایید . . . مراجعه کننده : جمعش کنید این مسخره بازی ها را . . . من خانه خدا هم با همین قیافه رفتم . فکر کردیدی کی هستید واقعا ؟؟؟؟ و این چنین شد که بانو در مقابل آن ادم ( خودتون می دونید دیگه این جور افراد را در کدام گروه دسته بندی می کنند ) توانست رئیس آن اداره را ملاقات کند. . . هر چند دیدار با او از دیدار با رئیس جمهور هم سخت تر بود . . . ولی خوب حبف که کارمون گیر بود و فقط به دست این برادر حل می شد . . . __________________________________________________ هوا سرد شده است، قهوه بی مزه شده است و آسمان بی رنگ است. بین آدمهای شهر نه مردی هست و نه زن، همه همجنس و هم قد و بی صورت. صدای شکستن موج را هم باد برده است. دستان خداوند از سرما خشک شده اند؛ بهشت تعطیل است و فرشته ها در گوشه کنار پیاده روها خوابیده اند و کاسه های گدایی زیر بالهایشان خالی است. زمستان رسیده است. سردترین جنگ تاریخ آغاز شده است. تمام آفریدگان به جان هم افتاده اند و تجاوز و غارت و قتل عام فراگیر شده است. آدمها در دروغگویی از هم سبقت می گیرند و سگها به صاحبانشان خیانت می کنند. درختها به پای هم می پیچند و زمین هر روز از سرما می لرزد. هدف مشترک است : تمام مخلوقات می خواهند قبل از آنکه دیر بشود به جهنم برسند، می گویند آتش جهنم هنوز گرم است. دروازه های جهنم را بسته اند. طبق آخرین اخبار شیطان در یک نشست اهریمنی اعلام کرده است که به علت ظرفیت محدود جهنم تعداد گناهان لازم برای سقوط از پل صراط هزار برابر شده است و هیچ تضمینی مبتنی بر پذیرش تمام گناهکاران متقاضی وجود ندارد. او به تمامی مخلوقات هشدار داده است در شرایط حساس کنونی به نکیر و منکر دستور اکید داده شده است که در صورت مشاهدهء کوچکترین عمل خیر و خداپسندانه می توانند پروندهء مورد نظر را بهشتی اعلام کرده و به علت تعداد بی سابقهء متقاضیان جهنمی از شنیدن هر گونه اعتراضی امتناع ورزند. قحطی آمده است. به دستور وزیر کشاورزی تمام مزارع گندم را بمباران کرده اند. تمام عبادتگاههای دنیا به خانه های فحشا تبدیل شده اند و به دستور مراجع مذهبی به تمام کودکان تجاوز می کنند. متخصصین و جراحان در تمام بیمارستانها بیماران را قطعه قطعه می کنند. تمام موسسات خیریه با بودجهء صدقات بمبهای اتمی می سازند و صلیب سرخ جهانی به بزگرترین شبکهء قاچاق مواد مخدر تبدیل شده است. سوئیس هم آمریکا شده است. پطرس، کودک فداکار، انگشت نشانه اش را پس از سالها از سوراخ سد بیرون کشیده است تا سد خراب شود و سیلاب شهر را ببرد تا شاید او هم به آتش جهنم برسد و خودش را گرم کند. او بلافاصله در سیل خفه شده است و به دنیای دیگر رفته است تا به کارنامهء اعمالش رسیدگی شود. کمتر از چند دقیقه بعد نکیر و منکر پروندهء نازکش را مطالعه کرده اند و جبرئیل دستور داده است او به دلیل سالها فداکاری تا ابد به بهشتی بودن محکوم شود. پطرس حالا فرشتهء بی خانمانی شده است که روزها به دنبال سدهای آب می گردد تا آنها را تک تک با انگشت نشانه اش سوراخ کند و سیل همه جا را با خود ببرد. پطرس، کودک فداکار، در کمال نا امیدی هر روز عاشق می شود، از عشق خسته می شود، خیانت می کند و دروغ می گوید، شاید یک بار دیگر به نامهء اعمالش رسیدگی شود و این بار جهنمی شود؛ پطرس هر شب در رویای آتش جهنم می خوابد و فردا صبح باز در کنار خیابانهای سرد بهشت بیدار می شود تا یک روز دیگر هم وزن تمام گناهانش را به دوش بکشد، باز عاشق شود، باز خسته شود، باز خیانت کند و باز هم دروغ بگوید. پطرس، کودک فداکار، از دست شیطان هم خسته شده است. ____________________________________________________
این تصنیف جدیدترین اجرای «استاد محمدرضا شجریان» است که پس از اتفاقات اخیر کشور اجرا شده است. زبان آتش / محمدرضا شجریان ، فریدون مشیری ، مجید درخشانی تفنگت را زمین بگذار هشتم شهریور سالروز عروج عارفانه و عاشقانه اسطوره موسیقی پاپ ایران فرهاد عزیزبود . . . حواسم نبود زود تر تو وبلاگم ازش بنویسم . . . روحش شاد یکی از اهنگ های مورد علاقه من از فرهاد را در ادامه مطلب نوشتم در صورت تمایل بخوانید. . . پس چرا این قدر ادم دلش میگیره تو این ماه . .. نه برنامه های تلویزیون شاد و خوبه تو این ماه . . . نه خیابان ها جشن و شادیه . . . نه مردم شادن . . . شهر خیلی گرفته است . .. همین کارها را می کنند که مردم از یک سری اعتقادات بر می گردند دیگه . . . همین بی برنامه بازی ها بوده که ملت فکر میکنند دین خشکه بعد میگن راهکار پیشنهاد کنید برای ترویج روحیه نماز خوانی و روزه گیری ... خداییش مملکت واروونه ایی داریم . . .
یکی نیست بگه ماه مبارک یعنی این که فضا شاد باشه . . . مردم از روزه گرفتن احساس شادی کنند نه کسلی . . . فکر کنم تو این کشور ماه مبارک جزو کلمات معکوس باشه ! فیلم های ماه رمضان امسال هم که یک سر سوزن ارزش دیدن نداره . . . مردم عادت کردند به این غم و غصه ها . . . ___________________________________________________ همچنان میرقصد ! فروش این البوم بی سابقه بود . ممنون از کسایی که با خرید سی دی اورجینال استاد را support کردند . . . هم خوشگله و هم خوب بازی میکنه . . . یک قیافه شرقی به تمام عیار . . .
دیگه فکر نکنم ایران به چشم خود افرادی مثل این دو را ببیند !!! سلام , خداحافظ چیزی تازه اگر یافتید بر این دو اضافه کنید تا بل باز شود این در گم شده بر دیوار.... امروز تو وبلاگ یادداشت های یک پسر بارانی خوندم : روزتون با یک روز تاخیر مبارک . . . به مناسبت این روز یک جشن تو وبلاگم گرفتم . . . تمام دوستان عزیز به این جشن دعوتید . . . و اما به مناسبت جشن . . .. به شنیدن یک اهنگ شاد و البته یکم آبکی دعوت می کنم . .. البته شما به خاطر شاد بودنش گوش بدید : اول : این اهنگ را دانلود کنید . . . بعد : فایل را باز کنید . . . volume ضبط را ببرید بالا . .. بعد : اهنگ را بگذارید . . . و حالا سوتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت . . . دست . . .. جیغ . . .. این اهنگ با این که خیلی مسخره است . . . ولی باحاله حالا با هم بخونیم . . . درسته پول ندارم/ولی خوب دل که دارم خط ثابت ندارم/ولی ایرانسل که دارم از بین این همه من یه خانوم خوشگل که دارم/از بین این همه من یه خانوم خوشگل که دارم درسته بنز ندارم ولی 206 که دارم/توی جردن نه ولی خونه تو تجریش که دارم یه خانوم که رفته برنزه کرده تو کیش که دارم/یه خانوم که رفته برنزه کرده تو کیش که دارم وای که چه حالیه/همه چی عالیه خوش می گذره با اینکه جیب من خالیه تو که هی لج میکنی و اون آبروهاتو کج میکنی/بگو بینم حالا که جیبم خالیه واسم خرج میکنی؟ ماشین سواری ندارم و/ویلا توی ساری ندارم و یه دونه هزاری ندارم و/حساب جاری ندارم و ملک تجاری ندارم و/چیزهایی که تو داری من ندارم باز منو خل میکنی/پسرهارو اوسکول میکنی سر کیسه رو شل میکنی/جیب منو پر میکنی تو که کت پوست مار می پوشی و/لباس های مارک دار می پوشی مانتو چاک دار می پوشی و/کفش های ساق دار میپوشی سمت اون یکی نرو/تورو خدا بگیر منو کت پوست مار ندارم/شلوار لی که دارم پاسورت کانادایی نه ولی کارت ملی که دارم/یه خانوم خوب در سطح تیم ملی که دارم یه خانوم خوب در سطح تیم ملی که دارم چایی ساز نه ندارم ولی قوری که دارم/یخچال ساید بای ساید نه ولی معمولی که دارم یه خانوم شبیه آنجلی جولی که دارم/یه خانوم شبیه آنجلی جولی که دارم. ____________________________________________________ خوش باشید جووناااااااا از خودتون پذیرایی کنید . . . یک عادتی که دارم این که وقتی یک حرفی میزنم پاش می ایستم . قول داده بودم جواب این وبلاگ نویس را دیگه نده ام . . . ولی نشد . . . دوستان عزیز مجتبی عزیز ، حدیث عزیز ، خواهر گلم . . . کسی که این نظرها را با اسم من گذاشته ،من نیستم . . . نمی دونم کیه ولی هرکی هست فوق العاده ادم بی ادبیه !!!! من تو خانه ایی بزرگ شدم که فحش دادن و بدو بیراه گفتن تو اون خانه ممنوع ! من هیچ وقت به خودم اجازه نمی دهم به بدترین افراد هم این فحش هایی که اومدن با اسم من براتون نظر گذاشتن بدهم . هرکی بوده این قدر ادم ناشی بوده که به بولاگ خواهر من هم سر زده و این چرت و پرت ها را برای اون هم نوشته . . . دوستان برای این که مطمئن بشویدمی تونید آی پی های سابق من را با این نظرات مطابقت بدهید . . . واقعا متاسفم . . . متاسفم . . . به خدا حوصله این بازی ها مسخره را ندارم وگرنه جواب تک تک بدو بیراها و دورغهایی که دوباره تو وبلاگت در باره ام نوشتی را جواب میدادم . فقط یک چیزی بگم که اون ضرب المثلی که شما به خیال واهی خودت فحش قبولش کردید معنیش سگ دورغ گو نیست . . . از جمله بندی فارسی حرفم هم کاملا واضح ! lie معانی مختلفی داره . معانیش اینه : )n.vt.&vi.(دروغ گفتن ، سخن نادرست گفتن ، دروغ ، کذب ، :)vt.&vi.( دراز کشیدن ، استراحت کردن( با)down ، خوابیدن ، افتادن ، ماندن ، واقع شدن ، قرار گرفتن ، موقتا ماندن ، وضع ، موقعیت ، چگونگى معنی این ضرب المثل به صورت جمله ایی این که : بگذار سگ ها بخوابند . . . .تو اصطلاح بریتیش یعنی نگذار دهانم باز شود . .. بعدشم من کی گفتم بسیجی بده ؟؟؟؟ چرا الکی دوست دارید شر درست کنید ؟ از من اجازه نگرفتید با این عنوان . گفتید می خواهم نظرم را درباره وبلاگهای لینک شده ام بنویسم . اول می خواهم از وبلاگ تو شروع کنم . گفتم برای من مهم نیست . خیلی ها وبلاگ من را نقد کردند . ولی اگر بخواهیت بد بنویسید بد میشه . وقتی هم که وبلاگم را نقد کردید گفتید که اماده جنگ هستم . برادرمن ، من با کسی جنگ ندارم و تنها توانایی من دفاع از خودم بود . جنبه داشته باشید لطفا . نمی خواهم مطالب وبلاگم پر بشه از نوشتن در باره شم او کارهات . . . بیخیال شو . . . نقدم کردی ، نقدت کردم . این همه عصبانیت نداره که ! این اسم ها فقط جهت بالا بردن تحمل شما روزه داران عزیز بود و هیچ ارزش دیگری ندارد . . . از بین اهنگ های خارجی هم این ها را دوست دارم : بعد نوشت : یادم رفت بگم از اهنگ ماه مارتیک هم خوشم میاد خیلی ____________________________________________________
خدا به خیر بگذرونه چند وقت دیگه کتاب های حافظ و سعدی و خیام هم ممنون میشه
هرچیزی لیاقت می خواهد ! ، پخش شدن آهنگ ربنای استاد شجریان تو ماه رمضان هم همین طور . . . یک جا گفته من مثل یک مرد می ایستم یک جا دیگه گفته از نشانه های آخرالزمان حضور زنان برمسند قدرت است!!!!!!
کلیپ حاج آقا صانعی مثل توپ صدا کرد . . . ایول دمش گرم
به نظر من بدترین نوع ضد حال این که یک اصفهانی از ولایتشون یک کفش بخره ۶۵٠٠٠ تومان . فروشنده هم کلی آیه و قسم بخوره که به جون شما ( جون خودش ) اصلا گرون نفروخته و ۵٠٠٠ تومان بیشتر سود نداره براش (آره جون عمه اش ) بعد همون اصفهانی بره تهران ببینه ١ پاساژ گران مثل ایران زمین عین همون کفش را به قیمت ٣٠٠٠٠ تومان میفروشند . . . اون موقع است که انگار برق ٣ فاز به اون اصفهانی وصل کرده باشند . . . این مثل همون قضیه گوجه فرنگیه که محل به محل فرق داره قیمتش !!!! ____________________________________________________
با این کلمات جمله بسازید . در پست بعد بهترین جمله را می گذارم : امور مالی ، شهرداری ، وزارت نیرو ، ریاست تربیت بدنی ، علی آبادی !

امروز روز توست… تولدت مبارک خواهر عزیزم . . .. تو دنیا عزیز ترین و با ارزش ترین چیز برای من هستی . برایت ارزوی بهترین ها را دارم . . . 


شما مطمئناً تو دبستان نقشه جغرافیای ایران رو دیدید، شبیه یک گربه اس، ارمنستان،آذربایجان،ترکمنس تان،افغانستان،پاکستان،این کشورهای گوگولی خلیج فارس،کویت ، عربستان، عراق، ترکیه. می دونید نظرشون راجع به این گربه چیه؟ اگر می دونستین مطمئناً اجازه نمی دادین یه مربی آبروی ما رو ببره !!
دهه ات گذشته مربی، اگه اون اسلحه دستت نباشه کی به حرفت گوش میده؟ اینه که برات زور داره، یه دهه حرف زدی ساکت بودیم، کر کری خوندی ساکت بودیم، گرفتی ساکت بودیم، پس دادی ساکت بودیم،حالا اجازه بده ما حرف بزنیم، خانوما آقایون دوست دارین یکی از این کشورها دوباره به ما حمله کنه؟ دوست دارید جنگ بشه؟
ثبات، دهه ما دهه ثباته، امنیت، این کشور کی باید روی امنیت رو ببینه؟ کی باید روی ثبات رو ببینه؟
اون پسر تو کی باید بتونه برای آینده اش برنامه ریزی کنه؟ دهه من هم نیست !!
ما داداشیم؛
از یه خمیریم؛
اما تنورمون علیحده است.
تنور شما عقدی بود؛
مالِ ما تیغه ای – صیغه ای.
کله ی شماها شد عینهو نون تافتون؛ گرد و قلنبه...
کله ی ما شد عینهو نون ِ سنگک.
هه...
خوب شد بربری نشدیم
Only don't tell me that you're innocent. Because it insults my intelligence and it makes me very angry
If you Are Good in some thing,Never Do it Free
فیلم سربازان جمعه مسعود کیمیایی :
اعتصاب خنده
یک شکنجه در کنج
ضربه کشنده
پله های تاریک
منطق عفونی
روی میز تحریر
استکان خونی
یک چراغ روشن
روی کتف دیوار
گردن شب من زیر تیغ انکار
.حتی چند درجه بدتر همشهری ها خودمون . . . روستای کندوان هم رفتم ،واقعا بهشتی بود . . . فوق العاده زیبا . . .حتما برید این روستا را ببینید . . . اگر رفتید حتما حتما یک دیزی بزنید به رگ ! حیف آدم کندوان بره و دیزی نخوره . . . کلی جای دیدنی هم داره برای دیدن .. . تا قبل از این سفر به نظر من شهر خوب تو ایران یک جا بیشتر نبود آن هم اصفهان.برای گردش هم تهران خوبه . . . ولی از بعد از ای سفر فهمیدم آذربایجان هم کلی جا برای گردش و تفریح داره . . . خلاصه به توصیه من گوش بدهید و اگر نرفتید حتما برید ببینید .

از او پرسیده نمی شود که چرا مسیح نشدی
ویا چرا علاجی برای سرطان پیدا نکردی
بلکه از او پرسیده می شود چرا خود واقعیت را پرورش ندادی
چرا آنکه می توانستی بشوی نشدی؟!

در بن دیوار مردی خفته دید
گفت هی مستی , چه خوردستی بگو
گفت از آن خوردم که هست اندر سبو
گفت آخر در سبو واگو که چیست
گفت از آنچه خورده ام , گفت این خفی است
گفت آنچه خورده ای آن چیست آن؟
گفت ازآنچه در سبو مخفی است آن
دور میشد این سوال و این جواب
ماند چون خر محتسب اندر خلاب !

ادامه مطلب
( روی اسم اهنگ برید لینک دانلودش را گذاشتم حتما گوش بدهید )
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.
برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.
تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟
گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست...
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار
ادامه مطلب
خداییش به نظر شما شهاب حسینی بهتر از این بازگر چشم بادومی ها چینی کره ایی نیست ؟



حالا که وجهه ی کاری ندارم و/لیساسن معماری ندارم و
از گفتن دلیل واقعی معذوریم !
. . .





و لمیس )


