بانوي فانوس به دست

 

و روزهایی هستند در زندگی آدمی که با وجود این که همه چیزبه ظاهر مرتب و   خوب است ،

                  ولی می توان حسِ خوبی نداشت . . .




* همیشه باید یک جای کار لنگ بزنه . . .

پ.ن 1 : امتحان هام شروع شده . . . مثل همیشه زنده باد شب بیداری های قبل امتحان . . .

پ . ن 2 : شرمنده که نمی توانم به وبلاگ ها سر بزنم ، تو را خدا گله نکنید . . . دوست ندارم بیام یک نظر سرسری بدهم و برم . . . بعد امتحان ها قول میدهم بیام مفصل بخوانم . . .

پ.ن 3 : یک  دوبیتی از خودمه :

و آن هنگام که جام های نگاه خالی می شود از شراب های ناب ...

من ، گم می شوم در وجود مست خویش

 


پ.ن 4 : چقدر بده که کلی حرف داشته باشی برای گفتن ولی به خاطر قوانین صادر شده جرایم وبلاگ نویسی نتوانی بنویسیشون . . . ولی مطمئنا یک روزی این بغض خواهد شکست

********

این منم

زنی تنها

در آستانه فصلی سرد

در ابتدای درک هستی آلوده زمین

و یاس ساده و غمناک آسمان

و ناتوانی این دست های سیمانی . . .


پ.ن 5 :  آهنگ این پست :  bach : klavierkonzert _ LARGO

 

 

 

بعد نوشت : گیرم وردپرس را هم فیلتر کردید . . . با فیلترشکن های ذهن ما چه می کنید ؟

خوب شد به نصیحت دوستان توجه کردم و مطالب را منتقل نکردم وردپرس . .. وگرنه زحمات 6 سال وبلاگ نویسی به هدر می رفت


نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸٩/۳/٢٤ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

پانته آ زنی که از حیث زیبایی مثل و مانند نداشت ، جزء غنایمی بود که پس ازشکست مادها دراختیار کوروش قرارگرفت.اما کورش به جهت احترامی که برای وی و شوهرش قائل بود، اورا به فردی آراسپ نام سپرد تا ازاو مراقبت کند، ولی آراسپ عاشق او شد و...چون ماجرا به جاهای باریک کشید پانته آ کورش را ازماوقع آگاه کرد. کورش آراسپ را سرزنش کرد و همین باعث شدتا پانته آ در مقام قدردانی کسی را نزد کورش بفرستد وبه او پیغام دهد که:« اجازه بده کسی را به دنبال شوهر خود بفرستم، وقتی آمد خواهی دید کسی برای توصمیمی تر و خدمتگزارتراز او نخواهد بود.او می تواند برای تو متحد خوبی باشد.»

وقتی آبراداتاس نزد همسرش آمد،پانته آ به اوگفت:«اگرزنانی هستند که شوهرخویش را بیش از خودشان دوست دارند من گمان می کنم که یکی ازآنان باشم ،قسم به عشق من نسبت به تو و عشقی که تو به من داری،ترجیح می دهم تو را زیرخاک مانند یک سرباز نامی ببینم تا این که با یک مرد بی شرف زندگی بی نام را به سربرم .این حق کورش است که حق شناسی ما را ببیند، وقتی من اسیر و برده او شدم نه تنها مرا به عنوان برده ندانست بلکه مرا برای تو حفظ کرد.» آبراداتاس درجواب گفت:«امیدوارم چنان شود که شوهری لایق برای تو ودوستی درخوربرای  کورش باشم…».

آبراداتاس در جنگ مردانه جنگید و کشته شد،چون خبر به پانته آرسید خود رابه جسد شوهر رساند و سراو به زانو گرفت،سپس به بهانه این که می خواهد تنها برای شوهرش سوگواری کند همه را از آنجا دورکرد. فقط دایه اش را نگاهداشت وبه او گفت:« پس ازاین که من مردم جسد من و شوهرم را با یک  قالی بپوشان». دایه اش هرچه تلاش کرد او را ازاین اقدام منصرف کند موفق نشد وپانته آ با خنجری که از دیرگاه با خود داشت ضربتی به خود زد،سر را به سینه شوهرگذاشت و جان به جان آفرین تسلیم کرد.چون خبر به کورش رسید با دلی دردناک و پراز حس تقدس، دستور داد مقبره ای برای زن و شوهربسازند و برستونی سنگی اسم آن دو را حک کنند.

  • در طول تاریخ چه بسیار زنانی بودند که تمام تاریخ را مسبب شدند و چه بسیار زنانی هستند که جهان بر مبنای وجودشان می چرخد. اما همیشه در خفا بودند و هستند
  • گایا (زمین مظلوم ترین و صبر ترین مادر )نگذاریم اوبمیرد ...

  • آهنگ این پست Carla Bruni - Tout le monde

  • روز زن بر همه بانوان مبارک . . .

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸٩/۳/۱٢ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

چند وقت پیش سر کلاس نشسته بودیم ، بحث سهمیه دانشگاه و کنکور و . . . پیش آمد 

دوستم بهم گفت :

کاشکی ایران جنگ بشه ، بابای بچه هامون را بفرستیم جنگ ... ما که سهمیه نداشتیم ، شاید بچه هامون سهمیه دار بشن . . .

                                                         مملکته داریم ؟ 

نوشته شده در جمعه ۱۳۸٩/۳/٧ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |

نه می توانم عاشقانه بنویسم . .  .

و نه از عشوه گری ها و لوندی های دخترانه چیزی می فهمم . . .

فقط می توانم خودم باشم . . .خودِ خودم . . .


                                               کاش همه خودشان بودند . . .

                                                                           کاش . . .!!!


 

 

پ ن 1:  ما آزمودیم در این شهر بخت خویش رفیق . . .

پ ن 2 : خنک آن قمار بازی که بباخت هرچه بودش . . . بنماند هیچش الا ، هوس قمار دیگر . . . 

پ ن 3 : آهنگ این پست . .  .غریبانه ( از البوم با ستاره ها _ همایون شجریان)

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸٩/۳/٢ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |