بانوي فانوس به دست
دیدن فیلم زیبا و شاهکار ترنس مالیک را به همه شما پیشنهاد میکنم . صحنه های پیچ در پیچ و مختلف محسور کننده که هیچ کدام تخیلی نیستند و با میزانسن های فوق العاده ایی در کنار هم چیده شده اند ، سکون ، موسیقی و تدوین فوق العاده این فیلم خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرش را بکنید به چشم میاد ، فیلم ریتم شاعرانه و حس لطیف فوق العاده ایی را به دنبال دارد ، خشم پدر ، عطوفت مادر ، همه و همه به دل میشینه ، مضمون فیلم ناراحت کننده و غمگین هست ، ولی بعد از تمام شدن فیلم اصلا نمیتونی حس بدی داشته باشی و وقتی تیتراژ اخر فیلم میاد میتونی لبخند و حس خوبی که بر چهره ات ظاهر شده را ببینی ... در درجه اول فیلم یکم سنگین و خسته کننده به نظر میاد ، چون مشابه همچین فیلم هایی را زیاد ندیدیم ، ولی وقتی با دقت به فیلم نگاه میکنید یک لحظه هم نمیتونید از صحنه ها و تصاویر فیلم دل بکنید ، توصیه میکنم فیلم را در تنهایی و در سکوت و ارامش مطلق نگاه کنید . سکانس های فوق العاده ماندگاری داره ابن فیلم ، تا چند روز ذهنتون به دنبال صحنه های این فیلم هست ، ولی زیباترین سکانسش سکانس پایانی فیلم ... این فیلم را ببینید ... ببینید ... ببینید ...... بازی ها هم به نظر من خیلی خیلی خوب بودند ، بر خلاف انچه از برد پیت انتظار داشتم ، بازی فوق العاده ایی ازش تو این فیلم دیدم ، بازی هانتر مک کراکن پسر اول خانواده هم فوق العاده زیبا بود . این وسط بازی شان پن یکم ضعیف به نظر میرسید که چون نقشش خیلی زیاد نبود ، خیلی هم به چشم نمیامد . فیلم یک ساختار غیر معمول دارد ، شروع فیلم با یک سکانس طولانی و بدون دیالوگ از عصر دایناسورها شروع میشه و بعد به آینده میرود تا شان پن را به عنوان پسر بزرگ شده خانواده برد پیت نشان دهد . فیلم برداری فوق العاده اماامانوئل لوبسکی و موسیقی بی نظیر و شاعرانه دیسپلت مکمل با کارگردانی ابر غول فیلم سازی ترنس مالیک ، باعث شده که 138 دقیقه بیننده را از دنیا خارج و ذهن اون را فارغ و سبک بال بکنه ، دلم نمیخواهد فیلم را توضیح بدم و پیشنهاد میکنم که حتما فیلم را ببینید ،یک فیلم هنری تمام عیار ، که به نظر من جزو 100 فیلم برتر جهان میشه اون را به حساب آورد . پ.ن : دیسپلت با تلفیق موسیقی کلاسیک و موسیقی های ساخته خودش بدجوری با احساسات ادم بازی میکنه تو این فیلم ... مدام موسیقی این فیلم تو دهن من تکرار میشه ... پ.ن : فیلم بعدی که میخوام نقد کنم فیلم روز روزگاری در اناتولی ، شاهکار سینما ترکیه است که به نظر من هزار هزار بار بهتر و زیبا تر از فیلم جدایی نادر از سیمین است و واقعا با دیدن این فیلم احساس میکنم که جدایی الکی الکی به این همه جایزه رسید و در جایی که فیلمی همچون روزی روزگاری رقیب اون هست ، جایی برای بردن و اول شدن فیلم فرهادی باقی نمی ماند ... سلااااام یادم تولد وبلاگم هم بهمن بود... همین روزها تولد وبلاگم و یک دفعه دلم گرفت که این همه وقت بهش سر نزدم ... خیلی دلم میخواهد بیام اینجا بنویسم ولی دیگه احساس امنیت نمیکنم تو پرشین بلاگ ... نمیدونم چرا دست و دلم به نوشتن توی فیس بوک میره و اینجا نمیتونم یک کلمه هم بنویسم . به هرحال سعی میکنم دوباره شروع کنم ... در حال حاضر دانشجوی ترم اخر هستم و این روزها احساس میکنم که بین زمین و هوا معلقم ... دقیقا نمیدونم میخوام چیکار کنم و باید چیکار کنم ... چند تا فیلم و کتاب خوب هم دیدم که سعی میکنم برای شروع نوشتن بیام در مورد اونها بنویسم شاید دست و دلم به نوشتن رفت و بتوانم ادامه بدم ... ممنون از همه که با نظرات و ایمیل جویای احوال میشوید ....

