بانوي فانوس به دست

همین طور سیل خبر های بد داره میرسه . . . عجب زندگی مسخره ای . . . تا بود نالم از روزمرگی های روزمرده بود . .. حالا نالم از بی وفایی زمانه است . . .

داشتم اخبار را می دیدم . . . گفت پیرمرد تنهای قصه های

خوب، بچه های خوب را تنها گذاشت و به خاطره ها پیوست

 مهدی آذر یزدی هم مرد . . .  گریه 

چه خاطراتی با داستان هاش داشتم . . . جزو اولین کتاب

هایی بود که با دقت می خوندمشون . . . یادمه اون موقع که

دبستان میرفتم همه کتابهاش را جمع می کردم . هرشب قبل از خواب یکی ازداستان هاشا می خوندم .

شاید میشه گفت از همان موقع بود که من عادت کردم هر

شب قبل از خواب چند ساعتی کتاب بخونم . . .

خداحافظ  پدر داستان های کوتاه ایران . . . .خداحافظ پدر

 خاطرات . . . خداحافظ پدر داستان های کهن . . . خداحافظ

     روحت شاد و یادت گرامی باد. . .

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/٤/۱۸ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ توسط بانو نظرات () |